شمس الدين حافظ

496

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

412 - « كام دل ديوانه » گر ازين منزل ويران به سوىِ خانه روم * دگر آنجا كه روم عاقل و فرزانه رَوَم زين سفر گر به سلامت به وطن بازرسم * نذر كردم كه هم از راه به ميخانه روم تا بگويم كه چه كشفم شد ازين سير و سلوك * به دَرِ صومعه با بَربطَ و پيمانه روم آشنايانِ رهِ عشق گَرم خون بخورند * ناكسم گر به شكايت سوى بيگانه روم بعد ازين دست من و زلفِ چو زنجيرِ نگار * چند و چند از پىِ كامِ دلِ ديوانه روم ؟ گر ببينم خمِ ابروىِ چو محرابش باز * سجدهء شكر كنم وز پىِ شكرانه روم خرّم آن دَم كه چو حافظ به توَلّاىِ وزير * سرخوش از ميكده با دوست به كاشانه روم * توضيحات : معنى بيت ( 1 ) ( اگر از اين ويرانه‌سراى دنيا به خانهء اصلى و ابدى خود بازگردم از آن پس ديگر رسم ديوانگى پيش نگيرم بلكه عاقل و فرزانه خواهم شد و وطن اصلى خود را ترك نمىكنم ) بگويم ( بازگويى كنم ) كشف ( آشكار شدن ) معنى بيت ( 3 ) ( تا بازگو كنم كه در اين سير عرفانى و معرفت چه رازى از حقيقت بر من معلوم گرديد به عبادتگاه زاهد برسم با ساز و ساغر وارد مىشوم تا او را مطلع نمايم ) معنى بيت ( 4 ) ( اگر ياران راه عشق و معرفت و عرفان مرا رنجيده خاطر كنند نامردمم اگر از آنها گله و شكايتى به بيگانه كنم ) معنى بيت ( 5 ) ( براى به زنجير و بند كشيدن دل ديوانه‌ام . بعد از اين دست توسل و ارادت به گيسوى يار خواهم زد زيرا تا چه موقع به دنبال هوا و هوس باشم ) خم ابرو ( هلال ابرو ) محراب ( چهره و ابروى يار ) باز ( قيد تكرار ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - لسان الغيب در بيت ششم پاسخ نيت شما را داده است : ( اگر هلال ابروى محبوب را ببينم در محراب ابرويش براى سپاس سر به سجده مىگذارم و جان را به شكرانهء او نثار مىكنم ) خود تفسير كنيد . 2 - مدتها خود را در پريشانى و ناراحتى غرق كرده بوديد ، بالاخره به خود آمديد و فهميديد كه از عضه خوردن كارى درست نمىشود ، بايد كمر همت بربست و با اراده‌اى قوى و توكل بر خداوند اقدام نمود تا شاهد موفقيت را در آغوش بگيريد ، مسلما موفق خواهيد شد . 3 - قدر زندگى بىريا و محبت‌آميز خود را بدانيد و اين را مسلم بدانيد كه زندگى ديگران هرچند زرق و برق ظاهرى دارد ولى از شما بهتر نيست زيرا دل بايد خوش باشد ، شما از امكانات نسبتا خوبى برخورداريد كه بايد ارزش واقعى اين امكانات را بدانيد . 4 - طالع جناب‌عالى به سوى افقى روشن در حركت است و شاهين تيزپرواز كاميابى به زودى بر بام خانهء شما خواهد نشست . 5 - ملاقات مهمى در پيش داريد ، مسافرتى سودمند نيز در راه مىباشد كه عملى مىگردد ، ازدواج مقدماتش فراهم نيست ، طلاق نيز عملى نمىشود . 6 - فرزندم : « بهترين زمان براى خوب شدن ، زمانى است كه احساس كنيم ، وضع موجودمان خوب نيست » . در نتيجه به فكر بهتر شدن مىافتيم و با اراده و تلاش به زندگى خود گرمى مىبخشيم ، شما نيز از اين قاعده خارج نمىباشيد . 7 - خواجه در بيتهاى 2 و 7 فرمايد : ( اگر از اين سفر به سلامت به وطن خود برگردم ، نذر كرده‌ام كه به محض ورود يكسره به ميخانه بروم ) ( خوشا آن ساعتى كه مانند حافظ از توجه و مرحمت وزير محبوب سرخوش و شاد شوم و همراه جانان به خانه روم ) خود تفسير كنيد .